تبریک به منتخبان جدید شورای اسلامی روستای فریزی
جناب اقای قربان مهتر و جناب اقای حسن بی غم انتخاب شما عزیزان را جهت خدمت به
مردم عزیز روستای فریزی تبریک می گوییم.
جناب اقای قربان مهتر و جناب اقای حسن بی غم انتخاب شما عزیزان را جهت خدمت به
مردم عزیز روستای فریزی تبریک می گوییم.
ردیف | نام جاذبه | نوع جاذبه |
1 | روستای اخلمد (آبشار، بند و مجموعه) | طبیعی – ورزشی – تاریخی |
2 | روستای گلمکان | طبیعی (تفریحی) |
3 | دره فریزی (خیج، فریزی، آبقد، دهنه کلات) | طبیعی |
4 | چشمه سبز | طبیعی |
5 | میل رادکان | تاریخی – فرهنگی |
6 | روستای بقمچ | طبیعی (تفریحی) |
7 | روستای کاهو | طبیعی (تفریحی) |
8 | رباط سید آباد | تاریخی – فرهنگی |
9 | چشمه گیلاس | طبیعی |
10 | امام زاده ابراهیم | مذهبی |
11 | امام زاده جواد | تاریخی – مذهبی |
12 | امام زاده عبید الله | تاریخی – مذهبی |
13 | خواجه عبدالرحمن گهواره گر | تاریخی – مذهبی |
14 | امام زاده ابوالقاسم | تاریخی – مذهبی |
15 | امام زاده عبدالله | تاریخی – مذهبی |
16 | امام زاده یحیی | تاریخی – مذهبی |
17 | امام زاده اسماعیل | تاریخی – مذهبی |
18 | حسینیه قدیمی گلمکان | مذهبی |
19 | بلغور خانه مزار شیخ عبدالرحمن گهواره گر | تاریخی – مذهبی |
20 | قبرستان پائین ده | تاریخی |
21 | غار پرده رستم | طبیعی http://www.kh-tdc.com |



سایت روستای فریزی
اي نفس هايت اميد زندگي حرف هايت نم نم باران من

آقای عبدالله شمس آبادی از معلمین کوشا وبا اخلاق روستای فریزی در سال ۱۳۵۶بود.
مرداد۱۳۹۱ به یاد خاطرات گذشته ودیدن از روستا واهالی از سبزوار به همراه خانواده قدم رنجه
فرمودند و به روستای فریزی امدند.
ولی ظاهرا آن نشاط و سرزندگی قدیم را در روستا مشاهده نکردند.با این وجو دبودن در فریزی را
یکی از بهترین خاطرات دوران معلمی خود می داند.
مدیریت وبلاگ از طرف اهالی روستای فریزی از زحمات اقای شمس ابادی تشکر و قدر دانی می
کند.
اسارتم در روز عاشورا وآزاديم هم مصادف با اربعين حسيني بود.قرار بر اين شده بود روز اربعين 1369 از مشهد مقدس به طرف زادگاهم روستاي"فريزي" چناران در 72 كيلو متري شمال غرب مشهد حركت كنيم.
دعوت نامه اي با اين مضمون توسط زنده ياد پدرم نوشته شده بود:"همزمان بااربعین حضرت سید الشهداء (ع) و گرامیداشت یاد وخاطره پر فتوح حضرت امام خمینی (ر ه)وشهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و بازگشت افتخار آفرین فرزندم آزاده سرفراز به میهن اسلامی {محمد سلیمان زاده} را به اطلاع دوستان وآشنایان می رسانم وبدین مناسبت مراسم بازدید در روز سه شنبه 20/6/1369 در روستای فریزی به صرف نهار برگزار می گردد.شرکت شما سروران عزیز در این مراسم موجب خشنودی ائمه معصومین (ع) وسرفرازی اینجانب خواهد شد.حرکت از مشهد ،ساعت 6صبح از فلکه دروازه قوچان،مکان مسجد جامع فریزی.

هم شهري هايم در استقبال مشهد سنگ تمام گذاشتند. كارناوالي شامل : حدودا 100ماشين عكس وگل زده با چراغ هاي روشن به طرف زادگاهم پشت سر هم به راه افتادند،آقاي سيد اصغر جعفرنيا انها را سازمان دهي مي كرد.
در مسير،روستاهاي بين راه،روستاي جمعاب ،خيج وآبقد چندين گوسفند جلو كاروان قرباني كردند.با گل وشيريني واسپنج به استقبال آمده بودند.در ابتداي روستاي آبقد جمعي از دانش آموزان به همراه معلمشان در حالي كه هر كدام شاخه گلي در دست داشتند سرود مي خواندند.يكي از آزادگان اين روستا (اقاي درگاهي) مرا تازادگاهم بدرقه كرد.
به "فريزي" رسيدم،بدنم مي لرزيد وبي اختيار اشك مي ريختم ،همه از پير وجوان ،زن ومرد،كوچك وبزرگ،خوشحال وگريان به استقبال آمده بودند.ناگهان ديدم بالاي دوش برادري نشسته ام،صداي "دسته گل محمدي ،خوش آمدي، خوش آمدي،همه جا طنين انداز بود.گنبد وبارگاه امامزاده"عبيدا...(ع)"نمايان شد،سلامي از اعماق وجودم دادم وبه طرف گلزار شهدا حركت كرديم.بعضي ازبرادران سخنراني كردند،من هم صحبت كردم ولي نمي دانم چه گفتم و چگونه تمام شد،چون در حال وهوايي ديگر بودم.زنده ياد پدرم حاج حسين سليمان زاده پشت ميكروفن رفت مسلط وبا وقار ضمن تشكر وقدرداني از حضور پر شورمردم با اين جمله بغضش تركيد:"كاش همه رزمندگان مثل محمد من سالم به آغوش وطن وخانواده هايشان بر مي گشتند"،گريه همه فضا را در بر گرفت.
از روي وانت پياده شدم ،چشمم به پدر شهيد كريمي افتاد،اورا در آغوش كشيدم چند لحظه در آغوش آن سيد بزرگوار گريه كردم سپس به طرف مقبره شهدا رفتم وخود را روي قبور شهدا انداختم ومقداري آرامش گرفتم.
به همراه جمعيت به مسجد جامع رفتم،پس از برپايي مراسم مذهبي وپذيرايي مراسم تمام شد.در پايان از همه مردم وطنم ايران وزادگاهم روستاي فريزي تشكر مي كنم .
انا لله و انا الیه راجعون(همه از خداییم و به ذات مقدس و پاک و یکتایش بازگردانیده میشویم)
هادی عزیز هم اکنون در میان ما نیست ولی یاد او همیشه با ماست.مظلو م وبا وقار.
از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم.
امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد.



بقیه عکس ها در ادامه مطلب
12 فروردین حادثه تلخ دیگری در رودخانه فریزی رقم خورد.
گروه فامیلی 20 نفره همراه با خانواده آقای سید مراد انتظام شامل فرزندان، عروسها و دامادها در روز 12 فروردین به باغ (دلور) رفته بودند تا 13 نوروز روز طبیعت را نیز آنجا سپری کنند. بارندگی شب قبل و صبح همان روز طغیان رودخانه را به دنبال داشت و برای رفتن به آن طرف رودخانه میبایست از روی پل چوبی عبور کنند. اعضای خانواده یکی یکی عبور کردند. آقای سید هادی انتظام 30 ساله و همسرش خانم الهام کرمانی 27 ساله، نوزاد سه ماهه شان را به دیگر اعضای خانواده سپردند تا از پل عبور کنند. هنگام عبور از پل نگاه به رودخانه خروشان و غرش آن پاهای خانم کرمانی را سست و او را مضطرب کرد و موجب افتادنش به داخل رودخانه شد. هنگامی که همسرش هادی انتظام دست دراز کرد تا او را بگیرد خود نیز در رودخانه افتاد و رودخانه خروشان هر دو را با خود برد، در حالی که اعضای خانواده نظاره گر این صحنه های دردناک و تکان دهنده بودند و کاری از کسی بر نمی آمد. در دیگر قسمت های رودخانه برخی همشهریان نیز، هادی و خانمش را شناور در آب می دیدند ولی ناتوان از انجام هر اقدامی برایشان.
حادثه فوری اطلاع رسانی شد و همشهریان عزیز فریزی از روستا و شهر به محل مراجعه و همراه با نیروهای هلال احمر، پلیس، آتش نشانی، صدا و سیما، فرمانداری و بخشداری عملیات جستجو را آغاز کردند. با این وجود تا غروب 12 فروردین اثری از آنها یافت نشد.
پس از اطلاع رسانی گسترده تر، روز 13 فروردین ساعت 6 صبح با حضور در ابتدای روستای فریزی و تقسیم افراد، عملیات از سر گرفته شد و در باغات و حاشیه رودخانه جمعیت بسیار زیادی شروع به جستجو کردند ولی گل آلود بودن آب رودخانه و حجم بالای آن موجب کندی کار و بررسی دقیق می گردید تا اینکه ظهر همان روز جسد بی جان هادی انتظام در فاصله ای 25 کیلو متر پایین تر در منطقه آبقد پایین تر از دو آبی کشف گردید و توسط بالگرد هلال احمر انتقال یافت و تلاش برای یافتن همسرش نیز همچنان ادامه داشت. صبح روز 14 فروردین عملیات جستجو با فراخوان مردمی و دستگاه های اجرایی شهرستان چناران دوباره آغاز شد و تا کنون (ظهر روز 14 فروردین) اثر و خبری گزارش نشده است.
انشاالله که هر چه سریع تر عملیات جستجو به نتیجه برسد.
بالاخره پس از فراز ونشیب های زیاد قسمتی از خاطرات اسارت من به همت موسسه پیام
آزادگان به چاپ رسید.
اين كتاب در هفت فصل از جمله: از شرهاني تا العماره، زندان الرشيد بغداد و پذيرايي در تونل
وحشت، سفر به تكريت اردوگاه شانزده، زندگي در وحشتگاه تكريت، نوروز در اسارت،
سازماندهي و تشكيلات اردوگاهي، بهداشت و بيماريهاي اسارت، شكنجههاي روحي و
جسمي، سوغات اسارت، دردهاي خاموش، هنر و در اسارت، مبادله اسرا و نحوه بازگشت به
ايران تنظيم شده است.
در بخش انتهايي كتاب حديث غربت اسناد بين المللي در حمايت از اسيران جنگي، موادي از
كنوانسيون ژنو در حمايت كلي از اسيران جنگي، درجات اسيران و تنبيهات جزائي و انتظامي و
تصاويري نيز آورده شده است.

|
مورخ 13/12/1389 - عنوان خبر : ديدار امام جمعه معزّز گلبهار با روحاني بهشت پنهان خراسان روستاي فريزي | ||
|
هواي بسيار سرد وبرفي منطقه گلبهار نتوانست برنامه امام جمعه محترم گلبهار را تغيير دهد. با توجه به موقعيت جغرافيايي خاص روستاي فريزي و قرار گرفتن اين روستا بر فراز كوههاي اين منطقه، جناب حجت الاسلام والمسلمين سجادي در عصر روز جمعه 89/12/13 در روستاي فريزي حضور يافت و پس از زيارت امامزاده به ديدار با روحاني بومي اين روستا رفت. جناب حجت الاسلام شريعت زاده از روحانيون پيشكسوت حوزه مباركه علميه خراسان هستند. شريعت زاده از امام جمعه كه با وجود مسافت زياد ايشان را مورد تفقّد قرار دادند بسيار سپاسگزاري كرد.پس از اقامه نماز مغرب و عشاء بلافاصله حاج آقاي سجادي به شهر گلبهار بازگشتند.
|

دیروز با جمعی از دوستان رفته بودیم روستای فریزی، یکی از روستاهای اطراف قله بینالود. صبح زود اونجا بودیم و تا بعد از ظهر مشغول عکاسی و گشت زنی.
اتفاقا دیروز سالگرد یکی از افراد روستا بود. از کله ی صبح تمام روستا تعطیل بود و همه مشغول آماده شدن واسه مراسم بودن. تا ظهر افراد مختلف میرفتن به قبرستون روستا و به خانواده ی مرحوم تسلیت می گفتن و از پشت بلندگو قرآن می خوندن! تا ظهر که همه توی مسجد جمع شدن و نماز خوندن و بعدش هم نهار. چیزی که برام جالب بود اون اتحاد و دلسوزی تمام افراد روستا بود. از طرفی ما که غریبه بودیم رو جوری تحویل می گرفتن که انگار یکی از افرد اونجاییم. نوع محبت کردنشون و بی ریایی تو کلامشون آدم رو جذب خودش می کرد. با خوم گفتم ای کاش هنوز هم بارقه ای از این محبت ها توی شهر های بزرگ زنده بود...